خویدن

لغت نامه دهخدا

خویدن. [ خ َ وِ ی ْ دَ / خ َ دَ] ( مص ) نشخوار کردن. ( ناظم الاطباء ). || فروختن غله ای که هنوز در خوشه باشد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

نشخوار کردن یا فروختن غله ای که هنوز در خوشه باشد.

جمله سازی با خویدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بعد از یک روز بسیار طولانی و پر از فعالیت‌های سنگین در مزرعه، پیرمرد بلافاصله برای خویدن به تختخواب قدیمی خود در اتاق کوچک رفت.

💡 او همیشه ترجیح می‌دهد قبل از اینکه هوا کاملاً تاریک شود، به خانه‌اش برگردد و برای کمی خویدن و استراحت لازم در محیط آرام خانه آماده شود.

💡 وقتی صدای باران به شدت بر سقف فلزی می‌تابید، همه اعضای خانواده برای خویدن و پیدا کردن آرامش، به اتاق‌های خود پناه بردند و سکوت کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران