واژه «خَمصان» یا «خُمصان» صفتی عربی است که در زبان و ادبیات عرب برای توصیف باریکی، لاغری و فرورفتگی برخی اندامهای بدن به کار میرود و در متون لغوی و حدیثی کاربرد داشته است. یکی از معانی این واژه «مرد باریک» یا «لاغراندام» است و در این معنا به فردی اشاره دارد که اندامی ظریف، کمگوشت و باریک دارد. در برخی منابع، تعبیر «خمصان الاَخمَصَین» درباره پیامبر اسلام آمده است و مقصود از آن، فرورفتگی و باریکی کف پاها یا قوس طبیعی کف پا است که در زبان عربی نشانه تناسب اندام و استواری جسم به شمار میرفته است. معنای دیگر «خمصان» به «باریکشکم» یا «شکمفرورفته» مربوط میشود و معمولاً برای کسی به کار میرود که بر اثر کمخوری، گرسنگی یا لاغری، شکمی فرورفته و باریک دارد. به همین دلیل، این واژه گاهی معنای «گرسنه» نیز پیدا میکند و برای توصیف شخصی به کار میرود که مدت زیادی غذا نخورده یا دچار کمبود خوراک شده است. در فرهنگ عربی قدیم، چنین توصیفهایی تنها بیان حالت جسمی نبود، بلکه گاهی نشانه زهد، سادهزیستی یا تحمل سختی نیز به شمار میآمد. واژه «خمصان» از ریشهای گرفته شده که مفهوم فرورفتگی، کاهش حجم و لاغری را در خود دارد و به همین سبب در توصیف بدن انسان بسیار استفاده میشده است. این واژه در متون کهن عربی و اسلامی، هم در وصف ویژگیهای جسمانی افراد و هم در بیان حالت گرسنگی و کمغذایی دیده میشود. در زبان فارسی امروزی این واژه کمتر رایج است، اما در متون ادبی، دینی و لغتنامههای قدیمی همچنان دیده میشود و برای شناخت توصیفهای عربی اهمیت دارد. بنابراین «خمصان» به طور کلی به انسانی باریکاندام، لاغر، شکمفرورفته یا گرسنه گفته میشود و در برخی کاربردها نشانه ظرافت اندام و در برخی دیگر بیانگر گرسنگی و کمغذایی است.
خمصان
لغت نامه دهخدا
خمصان. [ خ ُ ] ( ع ص )مرد باریک. اخمص. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( ازلسان العرب ). منه: کان رسول اﷲ ( ص ) خمصان الاخمصین.
خمصان. [خ َ م َ ] ( ع ص ) مرد باریک شکم و گرسنه. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). منه: رجل ٌ خمصان.