خضض
مترادفها
لرزاند، تکان داد
متضادها
سکون، آرامش
لغت نامه دهخدا
خضض. [ خ َ ض َ ] ( ع اِ ) طعامهای رنگارنگ. || مهرهای سپید و خرد که کودکان پوشند. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
فرهنگ فارسی
طعامهای رنگارنگ یا مهر های سپید و خرد که کودکان پوشند.