خسرانگر
مترادفها
زیانبار، خسارتبار
متضادها
سودمند، سودآور، بخشنده
لغت نامه دهخدا
خسرانگر. [ خ ُ گ َ ] ( اِ مرکب ) داماد. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ شعوری ج 1 ).
زیانبار، خسارتبار
سودمند، سودآور، بخشنده
خسرانگر. [ خ ُ گ َ ] ( اِ مرکب ) داماد. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ شعوری ج 1 ).