«خرشعه» واژهای عربی است که به معنای قله خرد و کوچک کوه بهکار میرود و جمع آن «خرشع» یا «خراشع» است. این اصطلاح گاهی در متون جغرافیایی و ادبی برای اشاره به بلندیهای کوچک یا تپههای کمارتفاع بهکار میرود. در منابع دیگر عربی، «خرشعه» میتواند به اشیاء بیارزش یا زوائد اشاره داشته باشد، یعنی چیزهایی که اهمیت چندانی ندارند و به چشم نمیآیند. استفاده این واژه در ادبیات و سخن عربی معمولاً برای توصیف موارد کوچک، کماهمیت یا جزئی است که در کنار عناصر اصلی دیده میشوند. از نظر معنایی، این کلمه هم بعد فیزیکی دارد و هم بار کنایی، بهخصوص زمانی که برای چیزهای کمارزش یا جزئیات فرعی بهکار میرود. در متون کلاسیک، خرشعه میتواند نماد چیزی باشد که کوچک و ظریف است اما همچنان بخشی از کل را تشکیل میدهد. بنابراین، کاربرد آن بسته به زمینه میتواند به یک قله کوچک کوه یا به اشیاء جزئی و بیاهمیت اشاره کند. این واژه نمونهای از غنای زبان عربی است که برای تمایز جزئیات کوچک از کل، کلمهای اختصاصی دارد.
خرشعه
لغت نامه دهخدا
( خرشعة ) خرشعة. [ خ َ ش َ ع َ ] ( ع اِ ) قله خرد از کوه. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). ج، خرشع، خراشع.