خرده چینی
مترادفها
التقاط
لغت نامه دهخدا
خرده چینی. [ خ ُ دَ / دِ ]( حامص مرکب ) خرده گیری. نقد. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
خرده گیری نقد
جمله سازی با خرده چینی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او تمام وقت خود را به خرده چینی از اشیاء قدیمی و عتیقه در بازارهای سنتی میگذراند تا قطعات نایاب را برای کلکسیون خود پیدا کند.
💡 در فرآیند بازسازی آثار باستانی، کارشناسان با دقت بسیار زیاد به خرده چینی از بقایای مواد اولیه میپردازند تا هویت اصلی بنا را کشف کنند.
💡 برخی از پژوهشگران در مطالعات باستانشناسی، از روش خرده چینی اطلاعات بسیار مهمی درباره سبک زندگی جوامع اولیه در دوران گذشته به دست میآورند.