خرداب

مترادف‌ها

جوی، جویبار، آبراه

لغت نامه دهخدا

خرداب. [ خ ُ ] ( اِخ ) نام شهری بوده در صقلاب. شهری بزرگ است [ از صقلاب ] و مستقر پادشاه است. ( حدود العالم ).

جمله سازی با خرداب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پس از بارش‌های شدید و سیل‌آسای اخیر، یک خرداب عمیق در میان دشت‌های کشاورزی ایجاد شده که مسیر تردد ماشین‌آلات را مسدود کرده است.

💡 طبیعت‌گردان باید هنگام عبور از مسیرهای کوهستانی مراقب خرداب‌های کوچک و پنهان زیر پوشش گیاهی باشند تا دچار آسیب‌های جسمی نشوند.

💡 مهندسان محیط‌زیست در حال بررسی ساخت سدهای کوچک برای کنترل جریان آب در این خرداب هستند تا از فرسایش خاک جلوگیری شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران