خرداب
مترادفها
جوی، جویبار، آبراه
لغت نامه دهخدا
خرداب. [ خ ُ ] ( اِخ ) نام شهری بوده در صقلاب. شهری بزرگ است [ از صقلاب ] و مستقر پادشاه است. ( حدود العالم ).
جوی، جویبار، آبراه
خرداب. [ خ ُ ] ( اِخ ) نام شهری بوده در صقلاب. شهری بزرگ است [ از صقلاب ] و مستقر پادشاه است. ( حدود العالم ).