خبع

لغت نامه دهخدا

خبع. [ خ َ ] ( ع مص ) مقیم گردیدن در جای. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). در محلی اقامت کردن.در مکانی جای برای اقامت گرفتن. ( متن اللغة ) ( معجم الوسیط ) ( اقرب الموارد ) ( تاج العروس ). در آمدن در جای.( از منتهی الارب ) ( متن اللغة ) ( ناظم الاطباء ). || دم گرفتن کودک را از گریستن. ( از منتهی الارب ). || پنهان کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( متن اللغة ) ( معجم الوسیط ) ( تاج العروس ).

فرهنگ فارسی

مقیم گردیدن در جای در محلی اقامت کردن

شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز