خاکروبه کشیدن
مترادفها
جارو کردن، تمیز کردن، نظافت کردن
متضادها
آلوده کردن، کثیف کردن
لغت نامه دهخدا
خاکروبه کشیدن. [ ب َ / ب ِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) حمل خاکروبه کردن.
فرهنگ فارسی
حمل خاکروبه کردن.
جمله سازی با خاکروبه کشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 معلم از دانشآموزان خواست که قبل از شروع کلاس جدید، با دقت تمام تمام قسمتهای کلاس را با خاکروبه کشیدن و تمیز کردن برای درس بعدی آماده کنند.
💡 خدمتکار خانه هر روز صبح با دقت بسیار زیاد مشغول خاکروبه کشیدن و تمیز کردن تمام اتاقها و راهروهای بزرگ عمارت بود تا همه چیز همیشه درخشان باشد.
💡 پس از برگزاری آن مراسم بزرگ و پرجمعیت، تمام کارکنان رستوران مشغول خاکروبه کشیدن و پاکسازی فضای سالن اصلی بودند تا برای وعده بعدی آماده شوند.