حکومت پذیری
مترادفها
پذیرش حکومت، فرمانبرداری
متضادها
شورش، نافرمانی، سرکشی، مقاومت
فرهنگستان زبان و ادب
{governability} [باستان شناسی، علوم سیاسی و روابط بین الملل] وضعیتی که جامعه در تعامل با حکومت در آن قرار می گیرد که برایند خواست جامعه از یک سو و توانایی حکومت در برآوردن آن از سوی دیگر است
جمله سازی با حکومت پذیری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برای بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی، تقویت حکومت پذیری و کاهش فساد اداری در نهادهای دولتی امری بسیار حیاتی و ضروری به نظر میرسد.
💡 در تحلیلهای سیاسی مدرن، حکومت پذیری به معنای توانایی دولت در اجرای قوانین و مدیریت مؤثر منابع کشور برای رسیدن به توسعه پایدار است.
💡 ارتقای سطح حکومت پذیری مستلزم ایجاد شفافیت در فرآیندهای تصمیمگیری و مشارکت فعال شهروندان در نظارت بر عملکرد نهادهای مختلف قدرت میباشد.