حفحفه

مترادف‌ها

خس‌خس، نفس‌نفس

لغت نامه دهخدا

( حفحفة ) حفحفة. [ ح َ ح َ ف َ ] ( ع مص ) تنگ روزی شدن. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || حفحفه جناح طیر؛ آواز کردن بال مرغ در پریدن. || حفحفه ضبع؛ بانگ کردن کفتار. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با حفحفه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 صدای حفحفه باد در میان شاخه‌های خشک درختان جنگلی، در نیمه‌شبِ تاریک، لرزه بر اندام تمام مسافران تنها که در مسیر بودند، می‌انداخت.

💡 او در حالی که از شدت خستگی و بی‌خوابی مفرط نفس‌نفس می‌زد، صدای حفحفه تنفسش در فضای ساکت و تاریک اتاق به گوش می‌رسید.

💡 شنیدن صدای حفحفه آرام آب در میان صخره‌های ساحلی، آرامش خاصی به ذهن گردشگران در آن عصر زیبای تابستانی و خنک می‌بخشید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران