حفج تصویر معنی حفج لغت نامه دهخدا حفج. [ ح َ ف ِ ] ( ع اِ ) هزارخانه که با شکنبه است. هزارتو. هزارلا. حَفت. حَفث. رجوع به حفت و حفث شود. کلمات مرتبط افحاث هزارخانه ام عود حفاض حفافیث حفاثات گزارش محتوای نامناسب