حزازی
مترادفها
چرمدوز، چرمکار
لغت نامه دهخدا
حزازی. [ ح َ زی ی ] ( ع ص، اِ ) مرد سخت عمل.
حزازی. [ ح َزْ زا ]( ص نسبی ) منسوب به حزاز، بطنی از عذرة. ( سمعانی ).
چرمدوز، چرمکار
حزازی. [ ح َ زی ی ] ( ع ص، اِ ) مرد سخت عمل.
حزازی. [ ح َزْ زا ]( ص نسبی ) منسوب به حزاز، بطنی از عذرة. ( سمعانی ).