لغت نامه دهخدا
حریضی. [ ح ُ رَ ] ( ص نسبی ) نسبت است به حُرَیض که تصغیر حرض است. ( از سمعانی ).
حریضی. [ ح ُ رَ ] ( اِخ ) محمدبن عبدالرحمان، مکنی به ابوالفضل نیشابوری. محدث است.
حریضی. [ ح ُ رَ ] ( ص نسبی ) نسبت است به حُرَیض که تصغیر حرض است. ( از سمعانی ).
حریضی. [ ح ُ رَ ] ( اِخ ) محمدبن عبدالرحمان، مکنی به ابوالفضل نیشابوری. محدث است.