حرامیه
مترادفها
دزدان، ربایندگان، مجرمان
متضادها
پاکدامنی، شرافت، عدالت، تقوا
لغت نامه دهخدا
( حرامیة ) حرامیة.[ ح َ می ی َ ] ( اِخ ) آبی ازآن بنی زنباع از بنی عمروبن کلاب است که تا نزدیک نسیر میرسد. ( معجم البلدان ).
حرامیة. [ ح َ می ی َ ] ( اِخ ) محله ای به کوفه که بنوحرام کرده اند. ( منتهی الارب ).