حرائز تصویر معنی حرائز مترادفها حفاظها، پناهگاهها لغت نامه دهخدا حرائز. [ ح َ ءِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ حَریزة. ( اقرب الموارد ). شتران برگزیده که از نفاست نتوان فروخت. ( منتهی الارب ). حرایز. کلمات مرتبط ناکاستنی حضجره حرایا حراثین حریون