حذقه
مترادفها
مهارت، ذکاوت، هوشیاری
متضادها
ناشیگری، ابلهی، بیدقتی
لغت نامه دهخدا
( حذقة ) حذقة. [ ح ِ ق َ ] ( ع اِ ) پاره. ج، حِذاق، حُذاق. ( منتهی الارب ).
مهارت، ذکاوت، هوشیاری
ناشیگری، ابلهی، بیدقتی
( حذقة ) حذقة. [ ح ِ ق َ ] ( ع اِ ) پاره. ج، حِذاق، حُذاق. ( منتهی الارب ).