حجر باه
لغت نامه دهخدا
حجر باه. [ ح َ ج َ رِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حمداﷲ مستوفی گوید نوعی سنگ که حاملش را آرزوی به جماع کم نشود. ( نزهة القلوب ).
فرهنگ فارسی
نوعی سنگ است که حاملش را آرزوی جماع کم نشود
حجر باه. [ ح َ ج َ رِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حمداﷲ مستوفی گوید نوعی سنگ که حاملش را آرزوی به جماع کم نشود. ( نزهة القلوب ).
نوعی سنگ است که حاملش را آرزوی جماع کم نشود