لغت نامه دهخدا
جرادصفر. [ ج َ دِ ص ُ ] ( اِخ ) مسلمةبن عبدالملک. وی برادر سلیمان بن عبدالملک فاتح اندلس است. وی بجهت غایت صفرت لون و نحافت بدن جراد صفر لقب یافته بود. ( از حبیب السیر چ خیام ج 1 ص 169 ).
جرادصفر. [ ج َ دِ ص ُ ] ( اِخ ) مسلمةبن عبدالملک. وی برادر سلیمان بن عبدالملک فاتح اندلس است. وی بجهت غایت صفرت لون و نحافت بدن جراد صفر لقب یافته بود. ( از حبیب السیر چ خیام ج 1 ص 169 ).
مسلمه بن عبدالملک. وی برادر سلیمان بن عبدالملک فاتح اندلس است وی بجهت غایت صفرت لون و نحافت بدن جراد صفر لقب یافته بود.