جحود اوردن
مترادفها
انکار کردن، تکذیب کردن
متضادها
اقرار کردن، پذیرفتن
لغت نامه دهخدا
( جحود آوردن ) جحود آوردن. [ ج ُ وَ دَ ] ( مص مرکب ) انکار کردن. منکر شدن:
جمله کوران را دوا کن جز حسود
کز حسودی بر تو می آرد جحود.( مثنوی ).رجوع به جحود شود.
فرهنگ فارسی
( جحود آوردن ) انکار کردن منکر شدن