جام ستاندن
متضادها
پراکنده کردن، پخش کردن، ریختن
لغت نامه دهخدا
جام ستاندن. [ س َ / س ِ دَ ] ( مص مرکب ) جام گرفتن. جام بدست آوردن. از دست کسی جام گرفتن.
فرهنگ فارسی
جام گرفتن
جمله سازی با جام ستاندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شاعر در اشعار خود با توصیف دقیق لحظهای که عاشق تصمیم به جام ستاندن میگیرد، احساسات درونی و تلاطم قلب خود را به زیبایی به تصویر میکشد.
💡 در میهمانیهای سنتی و قدیمی، گاهی از اصطلاحات ادبی برای توصیف آداب نوشیدن استفاده میشد، مانند زمانی که مهمان با تواضع به جام ستاندن میپرداخت.
💡 اگرچه امروزه این تعبیر در مکالمات روزمره کاربردی ندارد، اما در متون کلاسیک برای بیان پذیرش سرنوشت یا نوشیدن شراب به کار میرفت.