ثاموس تصویر معنی ثاموس لغت نامه دهخدا ثاموس. ( معرب، اِ ) ( کلمه یونانی ) مرزنجوش. رجوع به آذان الفار شود. ( تحفه حکیم مؤمن ). کلمات مرتبط فافش اسطرطیقوس قلونوس طریفلا قسولیدون مرزنگوش نیطرون گزارش محتوای نامناسب