تیامن

لغت نامه دهخدا

تیامن. [ ت َ م ُ ] ( ع مص ) به یمن آمدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || بر دست راست بردن کسی: تیامن به؛ بر دست راست برد آن را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بطرف راست میل کردن. ( آنندراج ). براست شدن. ( زوزنی ) ( از اقرب الموارد ). و فی الحدیث: فامرهم ان یتیامنوا عن الغمیم؛ ای تأخذوا عنه یمیناً... ( اقرب الموارد ). رجوع به ذوالیمینین شود. || ( اصطلاح نجوم ) نزد منجمان آن است که چون کوکبی در وند عاشر باشد مطرح شعاع هر دو تسدیس وهر دو تربیع وی زیرزمین بود؛ ای بالای زمین و آن دلیل قوت سعادت و بزرگی است و آن کوکب را ذوالیمینین گویند. ( از کفایةالتعلیم ) ( از کشاف اصطلاحات الفنون ).

فرهنگ معین

(تَ مُ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) به طرف راست مایل شدن. ۲ - (اِ. ) سمت راست.

فرهنگ عمید

۱. به سمت راست گردیدن، به طرف راست مایل شدن.
۲. انحراف به راست.

فرهنگ فارسی

بسمت راست بودن، سمت دست راست، صدتیاسر
۱ - ( مصدر ) براست گشتن بسمت راست قرارگرفتن مقابل تیاسر. ۲ - ( اسم ) سمت راست.

ویکی واژه

به طرف راست مایل شدن.
سمت ر

جمله سازی با تیامن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شهر تیامن یکی از مهم‌ترین مراکز صنعتی و اقتصادی در منطقه سیبری روسیه است که نقش کلیدی در توسعه منابع انرژی ایفا می‌کند.

💡 مسافران و تجار برای عبور از مسیرهای شمال آسیا، اغلب از شهر تیامن به عنوان یک ایستگاه مهم برای استراحت و تدارکات استفاده می‌کنند.

💡 شرایط آب و هوایی در شهر تیامن در فصل زمستان بسیار سرد و سخت است و ساکنان آن باید با سرمای شدید مقابله کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران