تکبیل

لغت نامه دهخدا

تکبیل. [ ت َ ] ( ع مص ) بند کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). بند کردن کسی را در زندان و جز آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || در تأخیر انداختن وام کسی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || توثیق: و لوکبلت فی ساعدی الجوامع. ( نابغه از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

بند کردن اتاخیر انداختن وام کسی را

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز