تکاننده
مترادفها
لرزاننده، هیجانانگیز، تکاندهنده، اثرگذار، متحرک
متضادها
آرام، بیحرکت، ثابت
فرهنگ معین
(تَ نَ دِ ) (ص فا. ) حرکت دهنده، جنباننده.
فرهنگ عمید
کسی که چیزی را تکان بدهد، جنباننده.
ویکی واژه
حرکت دهنده، جنباننده.
لرزاننده، هیجانانگیز، تکاندهنده، اثرگذار، متحرک
آرام، بیحرکت، ثابت
(تَ نَ دِ ) (ص فا. ) حرکت دهنده، جنباننده.
کسی که چیزی را تکان بدهد، جنباننده.
حرکت دهنده، جنباننده.