تودن

لغت نامه دهخدا

تودن. [ ت َ وَدْ دُ ] ( ع مص )نرم گردیدن چرم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || دباغی کردن. || تر نهادن در آب. || تر نهاده شدن، لازم و متعدی است. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز