تهمیم
مترادفها
اجبار، تحمیل، اکراه
لغت نامه دهخدا
تهمیم. [ ت َ ] ( ع اِ ) باران سست. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
باران سست
اجبار، تحمیل، اکراه
تهمیم. [ ت َ ] ( ع اِ ) باران سست. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
باران سست