تهجیج

لغت نامه دهخدا

تهجیج.[ ت َ ] ( ع مص ) چشم به گو فروشدن. ( تاج المصادر بیهقی ). به مغاک فرورفتن چشم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || گرفتن آتش چنانکه صدای آن شنیده شود. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با تهجیج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در قواعد تجوید قرآن، تهجیج به معنای کشیدن صامت‌ها و حروف است که باید با دقت و رعایت مം规定的 زمانی خاص انجام شود.

💡 قاریان حرفه‌ای با تمرین مداوم بر روی تهجیج حروف، می‌توانند زیبایی‌های صوتی آیات را به شکلی کامل و مطابق با قواعد صحیح ادا کنند.

💡 دانش‌آموزان در کلاس‌های آموزش قرآن برای یادگیری صحیح تهجیج، تحت نظر استادان مجرب، تمرین‌های تخصصی برای اصلاح تلفظ خود انجام می‌دهند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران