تنفض تصویر معنی تنفض مترادفها تکاندن، لرزاندن لغت نامه دهخدا تنفض. [ ت َ ن َف ْ ف ُ ] ( ع مص ) دیدن آنچه در جایی باشد تا بشناسد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). کلمات مرتبط استنفاض تنمی تفلص تنشد تنحس