تمیع
متضادها
سختی، صلابت، استواری
لغت نامه دهخدا
تمیع. [ ت َ م َی ْ ی ُ ] ( ع مص ) روان شدن و گداختن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تسیل: الفضة تتمیع فی البوطة. ( اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
روان شدن و گداختن
سختی، صلابت، استواری
تمیع. [ ت َ م َی ْ ی ُ ] ( ع مص ) روان شدن و گداختن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تسیل: الفضة تتمیع فی البوطة. ( اقرب الموارد ).
روان شدن و گداختن