تغمغم
متضادها
صراحت، وضوح در گفتار
لغت نامه دهخدا
تغمغم. [ ت َ غ َ غ ُ ] ( ع مص ) سخن ناپیدا گفتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) کلام ناپیدا و آواز و بانگ دلاوران در کارزار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با تغمغم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او در حالی که با شدت و بغض در حال صحبت کردن بود، به تغمغم و زمزمههای نامفهوم فرو رفت که نشاندهندهی فشار روحی بسیار زیاد او بود.
💡 صدای تغمغم و زمزمهی زیر لب او در فضای بسیار ساکت و آرام کتابخانه، باعث شد تا تمام دانشجویان با نگاههایی پرسشگر و متعجب به سمت او برگردند.
💡 وقتی که او سعی داشت حقیقت را پنهان کند، فقط توانست با تغمغم و کلماتی بسیار کوتاه و نامفهوم به سوالات مستقیم و جدی خبرنگاران پاسخ دهد.