لغت نامه دهخدا
تغریر. [ ت َ ] ( ع مص ) در خطر و هلاک افکندن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). در خطر و هلاکت افکندن خود را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). نفس و مال خود را به هلاکت افکندن. ( از اقرب الموارد ). مغرور کردن خود راو نفس را هلاک ساختن. ( آنندراج ). || پر کردن مشک را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || آهنگ پریدن کردن مرغ و بازو گشادن آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از آنندراج ). || برآمدن دندان کودک، یقال: غررت ثنیة الغلام؛ ای طلعت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).