تغذی کردن
مترادفها
غذا دادن، تغذیه کردن
متضادها
گرسنه کردن، گرسنگی دادن
لغت نامه دهخدا
تغذی کردن. [ ت َ غ َذْ ذی ک َ دَ ] ( مص مرکب ) غذا خوردن. ( ناظم الاطباء ).
غذا دادن، تغذیه کردن
گرسنه کردن، گرسنگی دادن
تغذی کردن. [ ت َ غ َذْ ذی ک َ دَ ] ( مص مرکب ) غذا خوردن. ( ناظم الاطباء ).