لغت نامه دهخدا
تعیین افتادن. [ ت َع ْ اُ دَ ] ( مص مرکب ) معین شدن. مشخص شدن. اختصاص یافتن: آنگاه آن را موضعی بفرمان ملک تعیین افتد. ( کلیله و دمنه )
تعیین افتادن. [ ت َع ْ اُ دَ ] ( مص مرکب ) معین شدن. مشخص شدن. اختصاص یافتن: آنگاه آن را موضعی بفرمان ملک تعیین افتد. ( کلیله و دمنه )
معین شدن