تضخیم

مترادف‌ها

حجیم کردن، ضخیم کردن، پهن کردن

متضادها

تنحیف، کوچک کردن، کاهش دادن

لغت نامه دهخدا

تضخیم. [ ت َ ] ( ع مص ) کلان و بزرگ کنانیدن. ( ناظم الاطباء ). سطبر و کلان گردانیدن. ( از اقرب الموارد ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران