ترصع
مترادفها
تزیین، آرایش، جواهرکاری
لغت نامه دهخدا
ترصع. [ ت َ رَص ْ ص ُ ] ( ع مص ) نشاط و خوشدلی کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). نشاط کردن. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).
جمله سازی با ترصع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نویسندگان بزرگ در متون کلاسیک با استفاده از آرایه ترصع، سعی میکنند تا موسیقی کلام و توازن میان جملات را به زیبایی افزایش دهند.
💡 در بررسی سبکشناسی متون مذهبی، استفاده از هنر ترصع برای ایجاد جلوهای باشکوه و آهنگین در عبارات بسیار مورد توجه قرار گرفته است.
💡 زیباییشناسی در نثر عربی اغلب با تکیه بر قواعد ترصع و توازن ساختاری بین کلمات و عبارات شکل گرفته و تقویت شده است.