ترشاء

لغت نامه دهخدا

ترشاء. [ ت ِ ] ( ع اِ ) رسن دلو، و مذکور است در «رش و». ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). ریسمان دلو. ( از المنجد ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با ترشاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بیمار پس از خوردن غذای آلوده، دچار علائم شدیدی از جمله حالت تهوع، درد شکم و ترشاء شد که باعث می‌گشت او به سرعت آب بدن خود را از دست بدهد.

💡 پزشک متخصص پس از معاینه دقیق، تشخیص داد که ترشاء مداوم بیمار ناشی از عفونت شدید گوارشی است و برای درمان او داروهای ضد تهوع و مایعات جبرانی تجویز کرد.

💡 در شرایطی که فرد دچار مسمومیت غذایی می‌شود، ترشاء یکی از واکنش‌های دفاعی بدن برای دفع مواد سمی است، اما اگر طولانی شود می‌تواند منجر به کم‌آبی شدید بدن گردد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران