تدعال
مترادفها
فراخواندن، دعوت کردن
لغت نامه دهخدا
تدعال. [ ] ( اِخ )( پسر بزرگ ) یکی از پادشاهانی است که با کدرلاعمر همعهد شد. ( سفر پیدایش 14: 1 - 9 ) ( قاموس کتاب مقدس ).
فراخواندن، دعوت کردن
تدعال. [ ] ( اِخ )( پسر بزرگ ) یکی از پادشاهانی است که با کدرلاعمر همعهد شد. ( سفر پیدایش 14: 1 - 9 ) ( قاموس کتاب مقدس ).