تحریرانه
مترادفها
مکتوب، نوشته
متضادها
شفاهی، گفتاری
لغت نامه دهخدا
تحریرانه. [ ت َ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) بطور تحریر و هنگام تحریر. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
بطور تحریر و هنگام تحریر
جمله سازی با تحریرانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نویسنده در بخش پایانی کتاب، به صورت تحریرانه و با جزئیات بسیار دقیق، روند تغییرات اجتماعی در قرن نوزدهم را شرح داده است.
💡 گزارشهای تحریرانه که توسط خبرنگاران در صحنه حادثه تهیه شدهاند، ابزای مهمی برای تحلیل دقیق وقایع و ارائه به دادگاه هستند.
💡 او ترجیح میدهد تمام افکار و ایدههای خود را به صورت تحریرانه در دفترچه خاطراتش ثبت کند تا در آینده آنها را بازخوانی نماید.