تحترش

لغت نامه دهخدا

تحترش. [ ت َ ح َ رُ ] ( ع مص ) گردآمدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). فراهم آمدن قوم. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ). || تحترشوا علیه فلم یدرکوه؛ شتافتند بر وی تا بگیر آورند او را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

گرد آمدن فراهم آمدن قوم یا تحتر شوا علیه فلم یدرکوه.

پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز