لغت نامه دهخدا
تباهج. [ ت َ هَُ ] ( ع مص ) بسیارشکوفه شدن مرغزار. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
تباهج. [ ت َ هَُ ] ( ع مص ) بسیارشکوفه شدن مرغزار. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
بسیار شکوفه شدن مرغزار.