تباهج تصویر معنی تباهج متضادها اندوه، غم، حزن لغت نامه دهخدا تباهج. [ ت َ هَُ ] ( ع مص ) بسیارشکوفه شدن مرغزار. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). فرهنگ فارسی بسیار شکوفه شدن مرغزار. کلمات مرتبط تجحیظ تبهر تثابر تجخر تخاشع تحرفص