بیندودن تصویر معنی بیندودن لغت نامه دهخدا بیندودن. [ ی َ دو دَ ] ( مص ) اندودن. رجوع به اندودن شود. فرهنگ فارسی اندودن کلمات مرتبط بینجامانیدن گزارش محتوای نامناسب