بیمارناکی
مترادفها
ناخوشی، بیماری، ناخوشاحوالی
متضادها
سلامتی، تندرستی
لغت نامه دهخدا
بیمارناکی. ( حامص مرکب ) حالت بیمارناک. || وباء. ( زمخشری ).
ناخوشی، بیماری، ناخوشاحوالی
سلامتی، تندرستی
بیمارناکی. ( حامص مرکب ) حالت بیمارناک. || وباء. ( زمخشری ).