بیقاری

لغت نامه دهخدا

بیقاری. ( اِخ ) ابوعمران موسی افلح بن خالدبن شریک البخاری. از معمرین و محدثین است و در جمادی الاَّخرسال 291 هَ. ق. درگذشته است. ( از انساب سمعانی ).

جمله سازی با بیقاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در دنیای سیاست، بیقاری و بی‌ثباتی در تصمیم‌گیری‌های رهبران می‌تواند باعث ایجاد ناامیدی در میان مردم و از دست رفتن اعتماد عمومی به دولت شود.

💡 او با وجود اینکه در شرایط بسیار سختی زندگی می‌کرد، هرگز اجازه نداد بیقاری در اخلاق و اصول انسانی‌اش رخ دهد و همیشه ثابت‌قدم ماند.

💡 بیقاری در احساسات و رفتارهای برخی افراد، نشان‌دهنده عدم بلوغ روانی و عدم توانایی در کنترل تکانه‌های ناگهانی در موقعیت‌های بحرانی و حساس است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران