بیغوش

لغت نامه دهخدا

بیغوش. [ ب َ / ب ِ ] ( ترکی، اِ ) بوم. جغد. ( یادداشت مؤلف ). بایغوش. بایقوش. کوف. بوف. فاطمه خانم ( در تداول عامه ).
- مثل بیغوش؛ تنها.منزوی. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ معین

(بِ ) ( اِ. ) بایغوش.

فرهنگ عمید

= بایقوش

فرهنگ فارسی

بایقوش
( اسم ) جغد.

ویکی واژه

بایغوش.

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز