بیغاین
مترادفها
بیپایان، بیانتها، بیکران، بیمرز
متضادها
محدود، پایانپذیر، موقت، فانی
لغت نامه دهخدا
بیغاین. [ ] ( اِ ) سداب است. ( فهرست مخزن الادویه ). رجوع به سداب شود.
بیپایان، بیانتها، بیکران، بیمرز
محدود، پایانپذیر، موقت، فانی
بیغاین. [ ] ( اِ ) سداب است. ( فهرست مخزن الادویه ). رجوع به سداب شود.