بیرشاد
متضادها
مرشد، هدایتیافته
لغت نامه دهخدا
بیرشاد. ( اِخ ) نام وزیر فریدون. ( مجمل التواریخ و القصص ص 90 ).
فرهنگ اسم ها
اسم: بیرشاد (پسر) (کردی) (تلفظ: birshad) (فارسی: بیرشاد) (انگلیسی: birshad)
معنی: یادمان خوشحالی، یادمان خوشحالی ( نگارش کردی