بوشیده

لغت نامه دهخدا

بوشیده. [ ب َ / بُودَ / دِ ] ( ن مف ) کر و فریافته. ( آنندراج ) ( غیاث ).

جمله سازی با بوشیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 منظره دشت‌های بوشیده و خالی از سکنه در هنگام غروب خورشید، احساس تنهایی و سکوتی عمیق را به بیننده منتقل می‌کند.

💡 شاعر در اشعار خود از توصیف مناظر بوشیده و دورافتاده استفاده کرده است تا فضای غم‌انگیز و دلتنگی داستان را به خوبی ترسیم کند.

💡 با گذشت سالیان متمادی و وقوع خشکسالی‌های پی در پی، بسیاری از روستاهای بوشیده و متروکه در این منطقه کاملاً از رونق افتاده‌اند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران