بوسیدگی
مترادفها
چروکیدگی، پلاسیدگی
متضادها
صافی، همواری
لغت نامه دهخدا
بوسیدگی. [ دَ / دِ ] ( حامص ) پوسیدگی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به همین کلمه شود.
چروکیدگی، پلاسیدگی
صافی، همواری
بوسیدگی. [ دَ / دِ ] ( حامص ) پوسیدگی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به همین کلمه شود.