بوختن
مترادفها
خریدن
لغت نامه دهخدا
بوختن. [ ت َ ] ( مص ) نجات دادن ( مخصوصاً از دوزخ ). رهایی بخشیدن. پهلوی «بختن ». ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به بُخت شود.
جمله سازی با بوختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او همیشه سعی میکند با صداقت با دیگران رفتار کند و هرگز به کسی در مورد مسائل مالی یا شخصی دروغ یا بوختن نگوید.
💡 در دنیای سیاست، گاهی شنیدن حقیقت بسیار دشوار است، زیرا بسیاری از افراد برای رسیدن به منافع خود به بوختن روی میآورند.
💡 اگر بخواهی اعتماد مردم را جلب کنی، باید از هرگونه بوختن و فریبکاری پرهیز کنی و همیشه بر پایه حقیقت و صداقت حرکت کنی.